ذبيح الله صفا
1294
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
على نوشته درست نيست . ولادتش در قزوين بسال 1021 ه اتفاق افتاد « 1 » . مدتى از جوانى را در سفر گذراند و باز بقزوين برگشت و پس از چندگاه باصفهان رفت و مدتى در آنجا اقامت داشت و با ميرزا جلال اسير معاشر بود و از سخن نصرآبادى برمىآيد كه پيش از تأليف تذكرهء خود او را در اصفهان در خانهء ميرزا جلال ديده و با او بسيار صحبت داشته است و هم او گويد كه در آن اوقات بهند رفت و در آنجا صحبت كليم كاشانى و حاجى محمد جان قدسى مشهدى را دريافت و ثروتى بهم رساند و با آن بقزوين بازگشت ، ليكن هرچه را كه داشت بتاراج خويشاوندان داد و باز ناگزير روى بهند نهاد و پس از چندى بزادگاه خود معاودت نمود و آنجا بدرود حيات گفت . نصرآبادى گويد كه در وقت بيمارى بفرمان پادشاه دوازده تومان برايش فرستاده شد ولى سالك آن را نپذيرفت و گفت كه « ما از آن طرف وظيفه گرفتيم ، الحال محتاج به اين نيستيم » . سال وفات او را ثبت نكردهاند ليكن معلومست كه در بين سالهاى تأليف تذكرهء نصرآبادى ( 1083 - 1090 ه ) بدرود حيات گفته بود . مجموع شعرهاى او را ولى قلى بيگ شاملو در پنجاه و شش سالگى شاعر بيستهزار بيت دانسته و خوشگو در سفينهء خوشگو بسىهزار بيت تخمين زده است . نسخهيى از ديوان قصيده و غزل و ساقىنامه و رباعى او كه بشمارهء دفتر 13277 در كتابخانهء مجلس شوراى ملى محفوظست 10800 بيت و نسخهء مثنوى محيط كونين او متجاوز از سههزار بيت است . نسخهء ديوان او بتصريح كاتب در سال 1084 تحرير شده و گويا همين نسخه به نظر شاعر رسيده و قصيدههايى به خط خود بر آن افزوده و اصلاحاتى كرده و بيتهايى بر غزلهايش اضافه نموده و بنابراين تا سال مذكور در قيد حيات بوده است . نصرآبادى گويد كه سالك « شاعر درستخيال راست سليقه بوده . . . » و براستى چنين است . بزرگترين ويژگى سخن او سادگى و روانى آنست ، خاصه در مثنوى محيط كونين كه گاه تا بشيوهء زبان تخاطب فرود مىآيد و با
--> ( 1 ) - در محيط كونين كه بسال 1061 تمام كرده سال عمر خود را چهل سال گفته : چل سال گذشت در بطالت * از عمر كه مىكشم خجالت